بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

643

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و يكى گلين نو كنند و سرپوش برنهند و درز آن را به گل حكمت محكم كنند پس ته ديگ را بمبضع قوى سوراخها نمايد محاذى آن طرف آهنى يا مسى نهند و آنچه از بيخها در ظرف چكد روغن آن بود و به قوت بود پس اگر حدتى داشته باشد با ربع آن روغن كنجد و غيره استعمال توان نمودن كشيدن روغنها آنچه مغز نيكو دارد خود بدستور مشهور بايد كشيدن و آنچه مغز معتد به دارد و صلب است بدان نوع مذكور بايد كشيدن ليكن به زور چون جوز ماثل و بزرنگ و اشباه اينها پخته روغن كشند و زيره و اشباه آن را در كتب طبى طريقش مبين است امّا در آتش كردن بسيار احتياط بايد كردن كه روغن تخمها سوخته نشود كشيدن روغن چويا چنان بود كه بگيرند چوب نيم خشك را و سر آن درگيرانند در روى صفحه آهنين يا مسين نهند رطوبتى روغن مانند از ان بر روى صفحه ظاهر گردد و آن را بانگشت بردارند و به كار دارند كشيدن روغن بلادر چند نوع بود يكى آنكه نيم شكسته اندر خبتر كنند و بدستور مذكور در تخمها روغن گيرند و ديگرى آنكه ابرى را كرم كنند نيك بلادر را بران مىگيرند تا از ان روغن بچكد ديگرى آنكه بلادر را نيم شكسته كنند و بر سر صفحه از احتياط نهند و دستهء هاون را گرم كرده بران زور كنند تا از ان به روغنى بر صفحه ظاهر شود و در جمله اينها دست و اعضا را از آلايش آن و بينى را از شنيدن بوى آن حفظ بايد كردن و اگر با كنجد بدستور بكوبند بغايت نرم و اندكى نمك آب بر ان بزنند و در لته قوى اندازند و شكنجه كنند روغنى با سلامت از ان گرفته شود كشيدن روغن از صفدع چنان بود كه آنجا را بشگافند و غالب اندر آب طبخ كنند تا آنچه چربى كند بر سر آيد و اندر جنتر كنند و بدستور روغن كشند كشيدن روغن مار همون طور جوشانيدن به شرطى كه سر و دم و زهره او را بيرون كنند و پيه او را بگدازند و اگر در طبيخ او روغنى افگنند و بجوشانند تا آب برود و دهن بماند هم نيكو بود جهت كمى چربى مار و اگر در روغن پرورند درست بدستور عقرب و ذراريح هم بغايت قوى بود و اكثر روغن مار را ازين گويند كشيدن روغن بيض چنان بود كه بگيرند زردهء تخم مرغ بچه نيكو نرم كنند و قدرى نوشادر بر ان ريزند و در قنينه كنند كه نيكو به گل حكمت اندوده باشد و قدرى موى تاليف بر سر قنينه نهند و قنينه را سرنگون بر ديگدان باز كنند و در شيب قنينه ظرفى نهند بدستور جنتر از بالاى آن آتش مىكنند تا آنچه بود در ظرف شيب جمع مىگردد